انسان دو حیات دارد، حیات جسمی و حیات معنوی. حیات جسمی، با گردش خون در بدن معنی می یابد و اگر بر اثر بیماری یا ضربه یا هجوم میکروب ها، خون از بدن ریخته شود یا از جریان بازایستد، حیات از آن فارغ، و جسم زیبا و شاداب و با طراوت، به زودی به مرداری غیر مفید تبدیل می گردد. گاهی که بر اثر خطا یا عمد، خون انسان به دست فردی کم خرد و بی ملاحظه یا فاسد و تبهکار، بر زمین ریزد، جامعه ما عزادار می گردد و در عرف اجتماعی، قاتل به شدت مورد تنفر همگان واقع خواهد شد و قانون، مجازات شدیدی برایش آماده دارد و قرآن حق حیات را از جانی متعمد، سلب نموده است و آثار جنایتش را مساوی با نابودی تمام انسان ها می داند. (فکانما قتل الناس جمیعا) اما حیات بزرگتر انسان، حیات معنوی اوست، اهمیت این حیات در دیدگاه ادیان الهی و از منظر کتاب های آسمانی، بالاتر از حیات جسمی تلقی شده است و برای آن حرمت والایی قرار داده اند. از موجد حیات معنوی و اجتماعی و حیثیت و اعتبار انسان، با عنوان آبرو یاد می شود. آبرو همچون گردش خون در جسم، موجب حیات معنوی انسان است. هنگامی که خون انسانی به ناحق یا بر اثر سهل انگاری فردی ستمگر یا نادان، بر زمین ریخته شود و جانش نابود گردد، مسبب این فاجعه را جانی و تبهکار لقب می دهند، حال اگر بر اثر ظلم و ستمی یا اشتباه و خطا، آبروی مؤمنی ریخته شود و حیثیت اجتماعیش نابود گردد، مسبب آن را چه بنامیم؟!
شگفت انگیز است اگر در جامعه اسلامی ما که برای خون انسان آنقدر اهمیت قائلیم، برای آبرو و شخصیت معنوی مؤمن، اعتباری منظور نکنیم !! آیا این سخن از پیامبر ما(ص) نیست: (عرض المؤمن کد مه = آبروی مؤمن، همچون خون اوست)
ریختن آبروی یک مسلمان و حتی بدگویی از او هموزن کشتن اوست. چرا به سخن خدای سبحان، بی توجهیم (... ولا تجسسوا ولا یغتب بعضکم بعضا ایحب احدکم ان یاکل لحم اخیه میتا = از آثار پنهان یکدیگر جستجو نکنید، غیبت همدیگر را روا مدارید، آیا دوست دارید گوشت برادر مرده ی خود را بخورید؟ ...)(سوره حجرات- آیه12)
تمام مفسران معتقدند، غیبت کردن از مؤمن و ریختن آبروی او، همانند کشتن و تبدیل وجود ارزشمندش به مردار متعفن و غیر قابل استفاده است و رواج و فساد آن در جامعه، از رواج و فساد زنای به عنف شدیدتر است.(الغیبه اشد من الزنا)
کسانی که با خلق داستان های خودساخته، ناجوانمردانه، تیغ اتهام به روی افراد با فضیلت میکشند تا آنها را ترور شخصیت نمایند، چه فرقی با تشکیلات مفسد مافیا دارند که خائنانه به نابودی وجود بزرگان اقوام و جوامع همت کرده وآنها را ترور می کنند. در قرآن مجید، از اتهام زنندگان به اشخاص، با قصد هتک آبروی آنان به بدترین نحو یاد شده است.(ان الذین جاؤا بالافک عصبه منکم...له عذاب الیم = گروه متشکلی از درون جامعه شما، که با داستان سرایی تهمت زدند...برایشان عذاب عظیمی تدارک دیده شده است)(سوره نور-آیه11)
امام صادق(ع) از قول جد خود، رسول الله (ص) می فرماید:(قال الله تبارک و تعالی، من اهان لی ولیا، فقد ارصد لمحاربتی = هرکس آبروی دوستان مرا بریزد، در کمین جنگ با من است) و می فرماید: (من روی علی مؤمن روایه یرید بها شینه و هدم مروته لیسقط من اعین الناس اخرجه الله من ولایته الی ولایه الشیطان ولا یقبله الشیطان = کسیکه خبری در مورد مؤمنی منتشر کند که بوسیله آن، آبرویش را بریزد تا در بین مردم بی اعتبار شود، خداوند او را از ولایت خود به ولایت شیطان می اندازد، ولی شیطان هم او را نمی پذیرد)
شگفتا، با این همه تأکید و سفارش در دین ما، چه کسی اجازه داده است حرمت آبروی مؤمن، که از حرمت خانه کعبه بالاتر است اینگونه لجن مال شود. آیا نظاره بر ریختن ناحق خون مؤمن یا پاشیدن لجن و کثافت به خانه کعبه برای مسلمان قابل تحمل است؟!
چرا امروزه در جامعه ما، با مقدس تر از خون مؤمن و خانه کعبه، چنین می شود، چرا بی محابا و بی واهمه، آبروی مؤمنین، که از خون آنان عزیزتر است را می ریزند و دلسوزان جامعه، بی تفاوت نظاره گرند.
راستی جامعه ما به کجا می رود? (فاین تذهبون)
سید علی میرباقری -روزنامه صدای عدالت
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1387ساعت 3:0 بعد از ظهر توسط كيوون كرمانشاهي!
|