مي كشمت ! پدرت را در ميآرم!
من از دست تو بيچاره شدم! دوستان ! كوزراني من به شما چه ربطي دارند. چرا وارد زندگي شخصي! و خصوصي! مردم مي شويد.
بابا برو سر زندگيت، مگر تو كار ديگري نداري ! من ديگه نمي توانم بجز صارمي ! درمورد كسي بنويسم.حتي مجبور شدم به اين عباسعلي!رو بياندازم و بهش دكتر! بگویم ! به همين آقاي پي اچ دي... ! عجب روزگاري شده ! توي سايت! كرمانشاه نيوز هم جرات ندارم در مورد اين كيوون نويس چيزي بگويم.
حسنعلي چشمه گچي !
توضيح كيوون نويس: من اگر بجاي اين الهياري بودم يك كتك حسابي به دبير كل حزب توسعه كرمانشاه! ميزدم.