هميشه كوزران را دوست داشتم. روزهاي مديريت من در آنجا بهترين !روزهاي مديريت! بوده اند.
كوزران شهر! عشق ، كوزران شهر! پول ،كوزران شهر! خوابهاي طلايي!
دخترك امروز تماس گرفت! اصرار داشت جهت تجديد ديدار به آنجا بروم. هر روز هم كه نميتوانم آنجا بروم. تابلو ميشود.
با رفتن من به كوزران هم موافقت نمي كنند. خاكسار كجايي! میگویند پرويي كني پرونده دخترك! را رو ميكنيم. واي ...
حالا هي از اين اميني تعريف كن ! شايد تا چند هفته ديگر تيتر بزنيم!
شعباني نماينده مجلس هشتم، اميني را بركنار كرد!-
يا تيمور خان! جايگزينی براي مدير كلي ... بايد با محسن مشورت كنم.
روانبخش!... بك استكان چاي ميآوري .......... امروز چطور كوزران بروم!!!