پس از 5ماه دوندگی و عبور از هزار مانع و دست انداز سر انجام در تاریخ 5/3/87 موفق شدم مواقت اصولی تاسیس گلخانه ای رادر کیلومتر 4جاده سنندج بگیرم اما اگر بدانید چه بلائی سرم آوردند؟ هرچند که می دانم به اندازه بلاهائی نیست که بر سر تو یگانه خبرنگار شجاع ومظلوم کرمانشاه آوردند چه دردسرت بدهم باقرض و قوله از این آن خودم را بردم زیر بار بدهکاری به مبلغ 24 میلیون تومان اما نمی دانی تمام زندگی ام نابود شد دلمان خوش بود به اینکه می توانیم از طر حهای زود بازده استفاده کرده هم اشتغالزائی بکنیم هم در آمدی داشته باشیم اما خاکی توسرمان شد که فقط تو می توانی انرا درک کنی .جناب صارمی شهردار کرمانشاه طی نامه شماره 45/12/45697 مورخه 7/3/87 به طور رسمی اعلام کرده مکانی که برای گلخانه در نظرگرفته شده قبلا جهت احداث تولید سنگ گرانیت و خاک پلانتر که نمی دانیم هرکدام چه معنائی دارند در نظر گرفته شد ه است حال من مانده ام و بیست و چهار میلیون تومان بدهکاری زنم می خواهد از من جدا شود زندگی ام در آستانه فروپاشی است تو بگو چه کنم.
جناب چشمه گچي! گرفتن جواز تاسيس از كي تا حالا 24 ميليون تومان هزينه بر مي دارد! شما كه چند تا مجوز تاسيس و بهره برداري! گرفته ايد ! پرت و پلاهايي كه بر عليه آقاي... مدير سابق سازمان جهاد كشاورزي مي نوشتيد ، هنوز فراموش نكرده ايم !
دريافت اين مجوز موافقت اصولي ! مجوز دريافت ساير استعلامات از ارگانهاي دولتي بوده و با توجه به قرارگرفتن اين طرح در محدوده شهري ،استعلام شهرداري يكي از اين مجوز هاي اصلي ميباشد .
از تاريخ 5/3/78 تا كنون با لحاظ كردن يك هفته تعطيلات خرداد ماه ! از تاريخ دريافت مجوز و عدم تائيد زمين مورد نظر توسط آقاي صارمي شهردار!(تنها كارمند شهرداري!) زن محترم آقاي خوشحال ! قصد متاركه نموده است .
آقاي يگانه ! خبرنگار شجاع و مظلوم! مي بينيم خوب راه افتادي ! كمتر سوتي مي دهيد!
راستي به اين دوست نان خشكه فروشت بگوئيد! ديپلمي كه سواد نوشتن ندارد! (او ميگويد دوست بانكي اش مينويسد) و نه توان يادگيري كار ديگر ، بهتر است همان نان خشكه! را بفروشد!
يكي به ما بگويد بالاخره كارگران شهرداري كه مامور اجرائيات ميشوند! دستشان را دستفروشان ميشكنند! يا دستان دستفرش ها را ماموران اجرائيات ميشكنند!
كيوون نويس!