فکر می کنید این مطالب در موردچه کسی نوشته شده است .به خوبی و بدی او کاری نداریم. اما ایشان زمانی با چشمه گچی هم حزب هم مرام و ظاهرا دوست بودند!(قابل توجه روانبخش)
برگی دیگر از کتاب خاطرات و خدمات بی کرداران !
آورده اند درایالت قرمیسین که روزگاری آبادانی وسروری آن درغرب ممالک محروسه زبانزد خاص وعام بودی پدر خوانده ای بر مسند عمران وآبادانی آن تکیه زدی که نتیجه اقدامات وی بر کسی مستور نبودی .یک نقطه از شهر سالم نبودی، همه جا ساخت وساز غیر مجاز وغیر اصولی رواج یافتی .معیشت،روزگار و آمد و شدآن چنان بررعیت تنگ گشتی که همگان نا امید و نالان شدندی و فریادشان به جایی نرسیدی . در نقاط نا مربوط پروژه هایی نا معقول بنا نهادی از ورزشگاه 15هزارنفری در محلی سیل گیر و...تا بنایی باهمان منظور و البته 12هزارنفری در کنار طیاره خانه، پلی به غایت معیوب و با هزینه ای گزاف درفلکه 15خرداد که جمله معماران و آشنایان به فن آمدو شد را حیران و انگشت به دهان کردی، ارگی عظیم و پر رونق با آب و نان درکنار فلکه ای به غایت کوچک .بنا هایی چند اشکوب دردیه ای به نام متخصصین وبه کام ساخت وپاخت چی ها درکنار دارالعلمی درنهایت آزاد با کرور کرور مراجعان ومجاوران نگون بخت که پیاده هم درلابلای یکدیگر لولیدندی وراه به جایی نبردندی تا چه رسد که سوار برمرکب شدی وقصد ورود یا خروج از آن دیه رانمودی ،سطح معابر شهر همچون بستر رودها سنگلاخ و در نهایت پر از چاله چوله .البته این پدر خوانده به تنهایی این کار نکردی بلکه با بنگاه دارانی شوراچی و دیوان خانی که خود بر آن ریاست داشتی و در آبادانی وتجارت با یکدیگر همیاری کردی واین همه نعمت سالهاست که بررعیت ارزانی گشتی و رعایای قدر نا شناس شبانه روز بر آنها که کردارشان برخلاف نامشان نیک نبودی...نثار کردی واین همه به گوش هیچ کس نرسیدی . واین داستان هم چنان ادامه داشتی تا ... (به نقل از کتاب خاطرات و خدمات بی کرداران مجلد1384 صفحه 356نوشته ابو الهول عجول زیاده گوی سنه 2006 )