من از رویـیدن خــار ســر دیــوار دانستــم ...... که ناکس ، کس نمی گردد از این بـالا نـشستنها
من از افتادن نرگس به روی خاک دانستم ......که کس ، ناکس نمی گردد از این افتان و خیزانها
|
در «مركز نگهداري كودكان مهر زنجان»؛ فاجعهي دردناك داغ گذاشتن بر بدن سه كودك يتيم و سکوت مسوولان! اين فاجعه از چنان اهميتي برخوردار است كه ضرورت دارد براي بررسي و رسيدگي به آن يك كميتهي حقيقتياب كه در آن مطبوعات و ديگر رسانههاي خبري نيز حضور داشته باشند تشكيل و بعد از كشف حقيقت، پاسخ قانعكنندهاي به افكار عمومي داده شود.
رحمتاله بيگدلي: اخيراً يكي از بانوان محترم و علاقهمند به كارهاي خيرخواهانه كه در انجمنهاي خيريهي متعددي فعاليت دارد و سالهاست كه در انجمنهاي خيريه و همچنين دانشگاه با بنده همكار بوده است، با مراجعهي به اينجانب خبر از وقوع حادثهي اسفناكي در خصوص سه نفر از كودكان يتيم تحت سرپرستي سازمان بهزيستي در «مركز نگهداري كودكان مهر زنجان»، واقع در خيابان دانشسرا، جنب انبار گندم داد. به نقل از وبلاگ ده نمکی راستی :متهم داغ كردن كودكان بهزيستي زنجان بازداشت شد!
وقتی ماجرا را در وب سایتهای خبری خواندم.بسیار متاثر شدم.اما نمیدانستم چه بنویسم تا عمق این فاجعه را نشان دهد. تا این مطلب را دیده و برای تمام شما خوانندگان عزیز در وبلاگ گذاشتم. همیشه معتقدم از آزار کسی بترس که غیر از خدا کسی را ندارد. خداوندی که همه کس و کار بی کسان است از شما نخواهد گذشت اگر ... | |
میگن یه روز گوسفند از رو جوب پرید، دنبه اش رفت بالا و نادیدنی هایش معلوم شد. بز تا این صحنه رو دید، گفت: دیدم! دیدم! گوسفند بهش میگه: ما یه عمر مال تو رو دیدیم و جیک نزدیم؛ حالا یه بار که تو دیدی، آبرو ریزی راه بنداز!
این داستان شده حکایت کشف! مفاسد کرمانشاه! و گزارش مفاسد اقتصادی! استان کرمانشاه از نظر جناب آقای حسنعلی مهدوی مهر چشمه گچی-دبیر کل حزب توسعه کرمانشاه! -صاحب امتیاز هفته نامه غرب و... در دیدار با آقای هاشمی رفسنجانی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام
راستی حسنعلی جان ! پرونده کوزران! به کجا رسید !
دهاتي:مثل اینکه معادن سنگ پای قزوین !در دیگر نقاط ايران هم کشف شده...
جارچی:چطور دهاتی جان!کجای ایران سنگ پای قزوین پیداش شده!؟
دهاتی:این روزها اگر وبلاگ كرمانشاه نيوز را بخوانی می فهمی کجاها سنگ پای قزوین پیدا شده ، می خواهم ببینم بعضی از این آدما عجب رویی دارند، راست راست توی چشم آدم نگاه می کنند و می گویند" هرکسی مدرکی دال بر استنباط مطالب خود دارد ارائه دهد ، ما با کمال میل پذیرا می باشیم"
تمام متن روزنامه رسمي مورخ 13/5/83 درباره آگهي تاسيس شرکت دامپروري دام کرد زاگرس عينا تايپ شده است. تازه حضرت اجل ميفرمايند مدارك ارائه شود. برو خودتي ! اگر شما کپي روزنامه رسمي را داريد! من اصل! روزنامه را دارم! هر جا هم لازم بدانم ! ارسال ميكنم. راستي راحت بخواب ! تقريبا مدارك تمامي شركتهايي كه عضو هستيد و بوديد ! يا به نام ديگري شريك شديد جمع كردم. تا حالا به اين نتيجه رسيدم كه تنها خلافي كه نكرديد، قتل! بوده. چقدر! شما انسان شريفي! هستيد!
به نظرشما آقاي محمد رضا همتي شريك من بوده ! يا صاحب امتياز قبلي هفته نامه غرب!و عضو قبلي ! شوراي !مركزي! حزب توسعه كرمانشاه!
هوا گرم است. دیشب فکر می کردم که آیا فرقی هم بین روزها و فصلهای خدا برای من نوعی وجود دارد یا نه که یکدفعه یاد ۱۶ سال تحصیل و امتحانهای آخر سال و شمارش معکوس روزها افتادم. الآن اما هوا ۴۴ درجه هم که باشد و همه مردم در خانه هایشان زیر کولر باشند باز من باید کار کنم. دیشب از اضطراب کارهای نکرده ام خوابم نمی برد. صبح هم عین مرغ سرکنده بیدار شده ام و بدو بدو به کارهای عقب افتاده ام رسیدم. نزدیک ظهر یک دفعه گفتم: من هم تابستان می خواهم. مثل آن شبهایی که تا دیر وقت صدا جیرجیرک می آمد٬ همه خواب بودند و من کتاب می خواندم...مثل آن شبها که صدای خنده مان از ایوان تا وسط کوچه می رفت...مثل آن ظهرهایی که آفتاب وسط آسمان بود و من شلنگ آب را بر می داشتم و به فرناز و شاهرخ آب می پاچیدم...مثل آن موقعی که برنامه کودک شبکه دو ساعت ۹ صبح شروع می شد و من کارتون واتو واتو تماشا می کردم...سرم زیادی شلوغ است و فکرم زیاده از حد مشغول. بچه که بودم نمی فهمیدم چرا یک آدم بزرگسال آرزو می کرد می توانست دوباره بچه باشد. الآن اما می دانم که دنیای بزرگها افتضاح است. مزخرف است. فکرش را بکن که با همان سادگی بچه گانه بخواهی به کسی بگویی از تو به این دلیل و آن دلیل دلگیرم. عکس العملش دیدنی خواهد بود. با کسی شوخی کن...یا جرات داری به او بخند. همه نسبت به هم آنقدر عقده ها و خشم های فروخورده داریم که حاضریم سر یکدیگر را هم بجویم. تازه همه اینها به کنار... تابستانی را که دیگر نداریم بگو!
از وبلاگ زندگی یعنی همین
غذاهای چینی در تمام دنیا مشهورند. آنها در هوا هواپیما، روی زمین ماشین و در دریا کشتی را نمیخورند.
یکی از غذاهائی که اخیرا" خوردم "لانه پرستوی دریائی" بوده است. در نورآباد پرستو ها را دیده ایم که چگونه گل (شل)را با دهانشان میاورند و در سقف خانه ها لانه میسازند. در خانه پدربزگ من در قلعه بجی نیز بود. از ترس مادر بزرگم که میگفت پرستو سید است جرعت نمیکردیم چپ نگاهش بکنیم.
پرستوی دریائی با شکار کردن ماهی های کوچک تغذیه میکند. و با باقی مانده غذا و آب دهانش لانه میسازد. این لانه را چینی ها بصورت سوپ تهیه میکنند و می خورند. ارزش غذائی آن بسیار بالاست و از غذا های گران قیمت (خیلی گران) محسوب میشود.
غذای دوم کباب عقرب زرد و سیاه است. عقرب ها را به یک سیخ چوبی میکشند و بر روی آتش ملایمی قرار میدهند. بعد از کباب شدن نوش جان میکنند. میگویند حتی یک سیخ آن برای درد مفاصل خوب است.
شما را بخدا نروید و عقرب بخورید و خدای ناکرده شرش گردن من بیفتد. شاید حکایتی دارد که ما فقط کباب کرده اش را میبینیم. مثلا" شاید نیشش را در آورده باشند. اما من فکر نکنم.
منبع : ممسنی وبلاگ http://mamasaniweblog.persianblog.ir/post/49
بد نگوئيم به مهتاب اگر تب داريم
( ديده ام گاهي در تب ، ماه مي آيد پايين ،
مي رسد دست به سقف ملكوت .
ديده ام ، سهره بهتر مي خواند .
گاه زخمي كه به پا داشته ام
زير و بم هاي زمين را به من آموخته است .
گاه در بستر بيماري من ، حجم گل چند برابرشده است .
و فزون تر شده است ، قطر نارنج ، شعاع فانوس . )
و نترسيم از مرگ
مرگ پايان كبوتر نيست .
مرگ وارونه يك زنجره نيست .
مرگ در ذهن اقاقي جاري است .
مرگ در آب و هواي خوش انديشه نشيمن دارد .
مرگ در ذات شب دهكده از صبح سخن مي گويد .
مرگ با خوشه انگور مي آيد به دهان .
مرگ در حنجره سرخ ـ گلو مي خواند .
مرگ مسئول قشنگي پر شاپرك است .
مرگ گاهي ريحان مي چيند .
مرگ گاهي ودكا مي نوشد .
گاه در سايه نشسته است به ما مي نگرد .
و همه مي دانيم
ريه هاي لذت ، پر از اكسيژن مرگ است . )
در نبنديم به روي سخن زنده تقدير كه از پشت چپرهاي صدا مي شنويم .
سهراب سپهری


سیب زمینی یک گیاه یک ساله است که ما از غده های موجود در ریشه آن استفاده می کنیم. زادگاه اولیه آن در آمریکای جنوبی بوده و اولین بار توسط میرزا ملکُم خان به ایران آورده شده است، برای همین در ابتدا به آن " آلو ملکُم " می گفتند و اکنون هم در بعضی شهرهای ایران سیب زمینی را بنام آلو می شناسند.
http://www.tebyan.net/Index.aspx?pid=11573
توصيه های ايمني
اخيرا در برخي از شهرها گوشت خر در تعدادی از رستورانها طبخ شده،به طوري برخي دانشجو هاي مقيم شهرستانهاي غرب كشور -ملاير - مسموم شدند. لذا بدين وسيله به خانواده ها تذكر داده ميشود مواظب خريد غذاي آماده و گوشت باشند.
تذكر به كيوون خان چشمه گچي!
جناب حسنعلي خان ! اگر شركت پاك گوشت جنابعالي! در مورد حمل يا تحويل گوشت آلوده و يا گوشت ... اقدام كنند ، خودم !!!! جنابعالی را از جفت گوشهایتان با کمال احترام! آويزان ميكنم تا عبرت سايرين بشود ،فكر نكنید مدير دامپزشكي فعلی را مثل مدير قبلي ! مي توانيد اذيت كنيد و يا چرنديات در موردش بنويسيد! یا اینکه بفرستیدش لای باقالی!
به این غلامرضا بگوئید مواظب باشد گوشت ناجور به ملت غالب!! نكند.

|
روسیه دوستت داریم |
|
فکر کنید سه بر یک؛ خیلیه ها! من نمی دونم بگم برد دقایق پایانی روسیه مقابل هلند دراماتیک بود یا رومانتیک! قبول کنید برای شما اگر این برد دراماتیک بود برای من بیشتر رومانتیک بود. باور بفرمایید من تا حالا تو این جام اینقدر خوشحال نشده بودم. از همین حالا من! و ماریا پوپووا رو تو فینال ببینید !!!!!!!! جای پارک
میگه: چی کار می خوای بکنی؟ میگم: میخوام ماشینو پارک کنم. میگه: کجا؟ میگم: دو تا کوچه بالاتر معمولا جای پارک هست. میگه: خب اینجا که جا این به این خوبی بود. چرا پارک نکردی؟ میگم: آدما وقتی زیاد دنبال رسیدن به یه هدفی باشن٬ فرصتهاشون رو نمی بینن. |
از وبلاگ قوز بالا قوز!
اگه كيوون واسه ما مي زنه خيالي نيست !
اگر گرما! توي صورت ميزنه خيالي نيست !
واسه ما ديگه خورشيد روشنه !!!!!
بام آسمون ما آبي تره!!!!!
كيوون خان تبريك مي گویم ،بالاخره يك نفس راحت كشيديد ! خوشحاليد كه نرفت ! و گرنه چه خاكي! روي سرتان مي ريختيد.
امشب را فعلا راحت بخوابيد ! فردا حساب داريم! يا علي مدد!
راستي يك سايتي ما را به عنوان وبلاگ باحال معرفي كرده است!!!
