تبليغاتX
كيوون كرمانشاهي نيوز!!!!!!!!!!!!!!!!!!

من از رویـیدن خــار ســر دیــوار دانستــم ...... که ناکس ، کس نمی گردد از این بـالا نـشستنها
من از افتادن نرگس به روی خاک دانستم ......که کس ، ناکس نمی گردد از این افتان و خیزانها

+ نوشته شده در چهارشنبه دوم مرداد 1387ساعت 3:47 بعد از ظهر توسط م.خوش فکر! |

اشک یتیم عرش خدا را می لرزاند اگر ایمان در دل کسی باشد و در سایه حکومت اسلامی چنین فاجعه ای را ببیند  و امشب خواب  راحت بر دیدگانش برود جا دارد در خلوص ایمان خود شک کند . پس جناب مسئولین و دولت مردان! اگر شده قهوه هم بخورید تا خوابتان نبرد این کار را بکنید تا باور مثل منی ترک برندارد  ...

 

در «مركز نگهداري كودكان مهر زنجان»؛

فاجعه‌ي دردناك داغ ‌گذاشتن بر بدن سه كودك يتيم و سکوت مسوولان!

اين فاجعه از چنان اهميتي برخوردار است كه ضرورت دارد براي بررسي و رسيدگي به آن يك كميته‌ي حقيقت‌ياب كه در آن مطبوعات و ديگر رسانه‌هاي خبري نيز حضور داشته باشند تشكيل و بعد از كشف حقيقت، پاسخ قانع‌كننده‌اي به افكار عمومي داده شود.

رحمت‌اله بيگدلي: اخيراً يكي از بانوان محترم و علاقه‌مند به كارهاي خيرخواهانه كه در انجمن‌هاي خيريه‌‌ي متعددي فعاليت دارد و سال‌هاست كه در انجمن‌هاي خيريه و همچنين دانشگاه با بنده همكار بوده است، با مراجعه‌ي به اين‌جانب خبر از وقوع حادثه‌ي اسفناكي در خصوص سه نفر از كودكان يتيم تحت سرپرستي سازمان بهزيستي در «مركز نگهداري كودكان مهر زنجان»، واقع در خيابان دانشسرا، جنب انبار گندم داد. 

ابتدا براي اين‌جانب باور كردني نبود، ولي با توجه به شناختي كه از اين بانوي محترم داشتم در صدد تحقيق در اين زمينه برآمدم و با كمال تأسف به طور مستند، اطلاع حاصل كردم كه بر روي بدن سه نفر از كودكان يتيم اين مركز به نام‌هاي زهرا، مريم و محمدمهدي داغ گذاشته شده است. بعد از تلاش بسيار موفق به تهيه‌ي عكس از بدن مجروح اين كودكان شدم كه در اين عكس‌ها به وضوح مشاهده مي‌شود كه بر اثر داغي كه بر بدن اين كودكان گذاشته شده، صورت زهرا و پاي مريم و گردن محمدمهدي سوخته شده است!

بعد از مشاهده‌ي اين عكس‌ها چندين روز به شدت ناراحت بودم و روز و شب را با ناراحتي و حزن و اندوه شديد سپري مي‌كردم. ابتدا قصد داشتم كه فقط از طريق مراجع قانوني به پيگيري موضوع بپردازم، ولي به هنگام مطالعه در منابع اسلامي در خصوص رعايت حقوق يتيمان، در نهج‌البلاغه به خطبه‌ي معروف علي(ع) برخوردم كه در شأن نزول آن آورده‌اند: «روزي به آن حضرت خبر دادند كه عده‌اي از طرف معاويه به شهر«انبار» واقع در مرز عراق و شام، حمله كرده و مرتكب جناياتي شده‌اند. امام(ع) با حال غضبناك آن‌چنان كه دامن عبايش به زمين كشيده مي‌شد از كوفه خارج شد تا به‏«نخيله‏»كه منزلگاهى نزديك كوفه بود رسيد، و بر روى تپه‏اى ايستاد و در اجتماع مردم اين خطبه را خواند: «به من خبر رسيده كه يكى از مهاجمان به خانه‌ي زني غيرمسلمان كه در پناه ‏اسلام جان و مالش محفوظ بوده وارد شده و خلخال و دستبند، گردنبند، و گوشواره‏هاى آنان را از تن‏شان بيرون آورده است...در حالى كه هيچ وسيله‏اى براى دفاع جز گريه و التماس كردن نداشته‏اند،... حال اگر به خاطر اين حادثه مسلمانى از روى تأسف بميرد ملامت نخواهد شد، و از نظر من‏سزاوار و شايسته است!»
از اين مواجهه‌ي علي(ع) چنين بر مي‌آيد كه حكومت در قبال جان و مال همه‌ي شهروندان جامعه‌ي اسلامي اعم از مسلمان و غيرمسلمان مسؤول است و بايد پاسخگوي تعدي نه تنها به جان، بلكه به مال يك زن يهودي در مرزهاي وطن اسلامي نيز باشد. علي(ع) معتقد است كه اگر به خاطر ربوده شدن جواهرات يك زن يهودي تحت حمايت حكومت اسلامي، يك مسلمان از شدت ناراحتي بميرد سزاوار و شايسته است.

يقيناً جسم و جان سه كودك يتيم و مسلمان، كمتر از جواهرات يك زن يهودي نيست و بايد در صورت هر گونه تعدي به آن، مسؤولان مربوطه پاسخگو باشند. از اين رو تصميم گرفتم كه اين عكس‌ها را در هفته‌نامه‌ي بهار زنجان منتشر كنم تا شايد اطلاع افكار عمومي و حساسيت آن‌ها مانع وقوع حوادث مشابه در آينده شود و مسؤولان استان و كشور احساس مسؤوليت كنند و در صدد پاسخگويي بر آيند. اما با كمال تأسف بعد از گذشت يك هفته از انتشار اين خبر كوچك‌ترين اقدامي از سوي مقامات استان به منظور پاسخگويي در قبال اين فاجعه‌ي دردناك انجام نشده است.
...
حال با توجه به سكوت مقامات استان اعم از استاندار، فرماندار زنجان، مديركل بهزيستي و ديگر مقامات مسؤول در قبال اين فاجعه‌ي دردناك، از عالي‌ترين مسؤولان كشور انتظار مي‌رود كه با نهايت دقت اين موضوع را بررسي كنند و به افكار عمومي پاسخ دهند كه چرا در حيطه‌ي مديريتي مسؤولان استان زنجان چنين فاجعه‌اي رخ داده است؟ 

اين فاجعه از چنان اهميتي برخوردار است كه ضرورت دارد براي بررسي و رسيدگي به آن يك كميته‌ي حقيقت‌ياب كه در آن مطبوعات و ديگر رسانه‌هاي خبري نيز حضور داشته باشند تشكيل و بعد از كشف حقيقت، پاسخ قانع‌كننده‌اي به افكار عمومي داده شود. همچنين از ائمه‌ي جمعه كه در باره‌ي بسياري از مسائل بسيار كوچك و ساده موضعگيري مي‌كنند انتظار مي‌رود كه در خطبه‌هاي نمازجمعه به اين موضوع مهم بپردازند و خواستار رسيدگي به آن شوند. باور كنيم كه اگر امام جمعه‌اي به هنگام خواندن خطبه‌هاي نمازجمعه از شدت درد و ناراحتي در قبال اين فاجعه، عمامه بر زمين بكوبد و برآورد شايسته‌ي ملامت نخواهد بود، بلكه اين عمل او سزاوار و شايسته‌ي تمجيد خواهد بود.

 به نقل از وبلاگ ده نمکی

 راستی :متهم داغ كردن كودكان بهزيستي زنجان بازداشت شد!


وقتی ماجرا را در وب سایتهای خبری خواندم.بسیار متاثر شدم.اما نمیدانستم چه بنویسم تا عمق این فاجعه را نشان دهد. تا این مطلب را دیده و برای تمام شما خوانندگان عزیز در وبلاگ گذاشتم.

همیشه معتقدم از آزار کسی بترس که غیر از خدا کسی را ندارد. خداوندی که همه کس و کار بی کسان است از شما نخواهد گذشت اگر ...

 
+ نوشته شده در یکشنبه سی ام تیر 1387ساعت 1:23 بعد از ظهر توسط م.خوش فکر! |

میگن یه روز گوسفند از رو جوب پرید، دنبه اش رفت بالا و نادیدنی هایش معلوم شد. بز تا این صحنه رو دید، گفت: دیدم! دیدم! گوسفند بهش میگه: ما یه عمر مال تو رو دیدیم و جیک نزدیم؛ حالا یه بار که تو دیدی، آبرو ریزی راه بنداز!

این داستان شده حکایت کشف! مفاسد کرمانشاه! و گزارش مفاسد اقتصادی! استان کرمانشاه از نظر جناب آقای حسنعلی مهدوی مهر چشمه گچی-دبیر کل حزب توسعه کرمانشاه! -صاحب امتیاز هفته نامه غرب و... در دیدار با آقای هاشمی رفسنجانی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام

راستی حسنعلی جان ! پرونده کوزران! به کجا رسید !

 

+ نوشته شده در شنبه بیست و نهم تیر 1387ساعت 9:50 قبل از ظهر توسط م.خوش فکر! |

دهاتي:مثل اینکه معادن سنگ پای قزوین !در دیگر نقاط ايران هم کشف شده...

جارچی:چطور دهاتی جان!کجای ایران سنگ پای قزوین پیداش شده!؟

دهاتی:این روزها اگر وبلاگ كرمانشاه نيوز را بخوانی می فهمی کجاها سنگ پای قزوین پیدا شده ، می خواهم ببینم بعضی از این آدما عجب رویی دارند، راست راست توی چشم آدم نگاه می کنند و می گویند" هرکسی مدرکی دال بر استنباط مطالب خود دارد ارائه دهد ، ما با کمال میل پذیرا می باشیم"

تمام متن روزنامه رسمي  مورخ 13/5/83 درباره آگهي تاسيس شرکت دامپروري دام کرد زاگرس عينا تايپ شده است. تازه حضرت اجل ميفرمايند مدارك ارائه شود. برو خودتي ! اگر شما کپي روزنامه رسمي را داريد! من اصل! روزنامه را دارم! هر جا هم لازم بدانم ! ارسال ميكنم. راستي راحت بخواب ! تقريبا مدارك تمامي شركتهايي كه عضو هستيد و بوديد ! يا به نام ديگري شريك شديد جمع كردم. تا حالا به اين نتيجه رسيدم كه تنها خلافي كه نكرديد، قتل! بوده. چقدر! شما انسان شريفي! هستيد!

به نظرشما آقاي محمد رضا همتي شريك من بوده ! يا صاحب امتياز قبلي هفته نامه غرب!و عضو قبلي ! شوراي !مركزي! حزب توسعه كرمانشاه!

+ نوشته شده در شنبه بیست و نهم تیر 1387ساعت 9:47 قبل از ظهر توسط م.خوش فکر! |

هوا گرم است. دیشب فکر می کردم که آیا فرقی هم بین روزها و فصلهای خدا برای من نوعی وجود دارد یا نه که یکدفعه یاد ۱۶ سال تحصیل و امتحانهای آخر سال و شمارش معکوس روزها افتادم. الآن اما هوا ۴۴ درجه هم که باشد و همه مردم در خانه هایشان زیر کولر باشند باز من باید کار کنم. دیشب از اضطراب کارهای نکرده ام خوابم نمی برد. صبح هم عین مرغ سرکنده بیدار شده ام و بدو بدو به کارهای عقب افتاده ام رسیدم. نزدیک ظهر یک دفعه گفتم: من هم تابستان می خواهم. مثل آن شبهایی که تا دیر وقت صدا جیرجیرک می آمد٬ همه خواب بودند و من کتاب می خواندم...مثل آن شبها که صدای خنده مان از ایوان تا وسط کوچه می رفت...مثل آن ظهرهایی که آفتاب وسط آسمان بود و من شلنگ آب را بر می داشتم و به فرناز و شاهرخ آب می پاچیدم...مثل آن موقعی که برنامه کودک شبکه دو ساعت ۹ صبح شروع می شد و من کارتون واتو واتو تماشا می کردم...سرم زیادی شلوغ است و فکرم زیاده از حد مشغول. بچه که بودم نمی فهمیدم چرا یک آدم بزرگسال آرزو می کرد می توانست دوباره بچه باشد. الآن اما می دانم که دنیای بزرگها افتضاح است. مزخرف است. فکرش را بکن که با همان سادگی بچه گانه بخواهی به کسی بگویی از تو به این دلیل و آن دلیل دلگیرم. عکس العملش دیدنی خواهد بود. با کسی شوخی کن...یا جرات داری به او بخند. همه نسبت به هم آنقدر عقده ها و خشم های فروخورده داریم که حاضریم سر یکدیگر را هم بجویم. تازه همه اینها به کنار... تابستانی را که دیگر نداریم بگو!

از وبلاگ زندگی یعنی همین

+ نوشته شده در دوشنبه هفدهم تیر 1387ساعت 6:18 بعد از ظهر توسط م.خوش فکر! |

غذاهای چینی در تمام دنیا مشهورند. آنها در هوا هواپیما، روی زمین ماشین و در دریا کشتی را نمیخورند.

یکی از غذاهائی که اخیرا" خوردم "لانه پرستوی دریائی" بوده است. در نورآباد پرستو ها را دیده ایم که چگونه گل (شل)را با دهانشان میاورند و در سقف خانه ها لانه میسازند. در خانه پدربزگ من در قلعه بجی نیز بود. از ترس مادر بزرگم که میگفت پرستو سید است جرعت نمیکردیم چپ نگاهش بکنیم.

پرستوی دریائی با شکار کردن ماهی های کوچک تغذیه میکند. و با باقی مانده غذا و آب دهانش لانه میسازد. این لانه را چینی ها بصورت سوپ تهیه میکنند و می خورند. ارزش غذائی آن بسیار بالاست و از غذا های گران قیمت (خیلی گران) محسوب میشود.

غذای دوم کباب عقرب زرد و سیاه است. عقرب ها را به یک سیخ چوبی میکشند و بر روی آتش ملایمی قرار میدهند. بعد از کباب شدن نوش جان میکنند. میگویند حتی یک سیخ آن برای درد مفاصل خوب است.

شما را بخدا نروید و عقرب بخورید و خدای ناکرده شرش گردن من بیفتد. شاید حکایتی دارد که ما فقط کباب کرده اش را میبینیم. مثلا" شاید نیشش را در آورده باشند. اما من فکر نکنم.

 منبع : ممسنی وبلاگ http://mamasaniweblog.persianblog.ir/post/49

+ نوشته شده در یکشنبه نهم تیر 1387ساعت 4:13 بعد از ظهر توسط م.خوش فکر! |

بد نگوئيم به مهتاب اگر تب داريم

( ديده ام گاهي در تب ، ماه مي آيد پايين ،

مي رسد دست به سقف ملكوت .

ديده ام ، سهره بهتر مي خواند .

گاه زخمي كه به پا داشته ام

زير و بم هاي زمين را به من آموخته است .

گاه در بستر بيماري من ، حجم گل چند برابرشده است .

و فزون تر شده است ، قطر نارنج ، شعاع فانوس . )

و نترسيم از مرگ

مرگ پايان كبوتر نيست .

مرگ وارونه يك زنجره نيست .

مرگ در ذهن اقاقي جاري است .

مرگ در آب و هواي خوش انديشه نشيمن دارد .

مرگ در ذات شب دهكده از صبح سخن مي گويد .

مرگ با خوشه انگور مي آيد به دهان .

مرگ در حنجره سرخ ـ گلو مي خواند .

مرگ مسئول قشنگي پر شاپرك است .

مرگ گاهي ريحان مي چيند .

مرگ گاهي ودكا مي نوشد .

گاه در سايه نشسته است به ما مي نگرد .

و همه مي دانيم

ريه هاي لذت ، پر از اكسيژن مرگ است . )

در نبنديم به روي سخن زنده تقدير كه از پشت چپرهاي صدا مي شنويم .

سهراب سپهری

+ نوشته شده در یکشنبه نهم تیر 1387ساعت 3:52 بعد از ظهر توسط م.خوش فکر! |

+ نوشته شده در شنبه هشتم تیر 1387ساعت 2:22 بعد از ظهر توسط م.خوش فکر! |

سیب زمینی یک گیاه یک ساله است که ما از غده های موجود در ریشه آن استفاده می کنیم. زادگاه اولیه آن در آمریکای جنوبی بوده و اولین بار توسط میرزا ملکُم خان به ایران آورده شده است، برای همین در ابتدا به آن " آلو ملکُم " می گفتند و اکنون هم در بعضی شهرهای ایران سیب زمینی را بنام آلو می شناسند.

http://www.tebyan.net/Index.aspx?pid=11573

 

+ نوشته شده در چهارشنبه پنجم تیر 1387ساعت 10:11 قبل از ظهر توسط م.خوش فکر! |

توصيه های ايمني

اخيرا در برخي از شهرها گوشت خر در تعدادی از رستورانها طبخ شده،به طوري برخي دانشجو هاي مقيم شهرستانهاي غرب كشور  -ملاير - مسموم شدند. لذا بدين وسيله به خانواده ها تذكر داده ميشود مواظب خريد غذاي آماده و گوشت باشند.

تذكر به كيوون خان چشمه گچي!

جناب حسنعلي خان ! اگر شركت پاك گوشت جنابعالي! در مورد حمل يا تحويل گوشت آلوده و يا گوشت ... اقدام  كنند ، خودم !!!!  جنابعالی را از جفت گوشهایتان   با کمال احترام! آويزان ميكنم تا عبرت سايرين بشود ،فكر نكنید مدير دامپزشكي فعلی را مثل مدير قبلي ! مي توانيد اذيت كنيد و يا چرنديات در موردش بنويسيد! یا اینکه بفرستیدش لای باقالی!

به این غلامرضا بگوئید مواظب باشد گوشت ناجور به ملت غالب!! نكند.

+ نوشته شده در سه شنبه چهارم تیر 1387ساعت 10:56 قبل از ظهر توسط م.خوش فکر! |

+ نوشته شده در دوشنبه سوم تیر 1387ساعت 2:10 بعد از ظهر توسط م.خوش فکر! |

روسیه دوستت داریم

فکر کنید سه بر یک؛ خیلیه ها! من نمی دونم بگم برد دقایق پایانی روسیه مقابل هلند دراماتیک بود یا رومانتیک! قبول کنید برای شما اگر این برد دراماتیک بود برای من بیشتر رومانتیک بود. باور بفرمایید من تا حالا تو این جام اینقدر خوشحال نشده بودم. از همین حالا من! و ماریا پوپووا رو تو فینال ببینید !!!!!!!!

جای پارک

میگه: چی کار می خوای بکنی؟

میگم: میخوام ماشینو پارک کنم.

میگه: کجا؟

میگم: دو تا کوچه بالاتر معمولا جای پارک هست.

میگه: خب اینجا که جا این به این خوبی بود. چرا پارک نکردی؟

میگم: آدما وقتی زیاد دنبال رسیدن به یه هدفی باشن٬ فرصتهاشون رو نمی بینن.

خنده اش می گیره. میگه: راست میگی. پیش خودم میگم: آره؛ خودم تا حالا تو زندگی هزار جور جای پارک رو نادیده گرفتم و فقط از کنارشون گذشتم.

از وبلاگ قوز بالا قوز!

+ نوشته شده در دوشنبه سوم تیر 1387ساعت 2:6 بعد از ظهر توسط م.خوش فکر! |

اگه كيوون واسه ما مي زنه  خيالي نيست !

اگر گرما! توي صورت ميزنه خيالي نيست !

                                                           واسه ما ديگه خورشيد روشنه !!!!!

                                                                  بام آسمون ما آبي تره!!!!!

كيوون خان تبريك مي گویم ،بالاخره يك نفس راحت كشيديد ! خوشحاليد كه نرفت ! و گرنه چه خاكي! روي سرتان مي ريختيد.

امشب را فعلا راحت بخوابيد ! فردا حساب داريم! يا علي مدد!

 

+ نوشته شده در دوشنبه سوم تیر 1387ساعت 2:2 بعد از ظهر توسط م.خوش فکر! |

 


+ نوشته شده در یکشنبه دوم تیر 1387ساعت 5:34 بعد از ظهر توسط م.خوش فکر! |

در راستای تغییر سیاست ۳۶۰ درجه ای ! کیوون نیوز  تبدیل به یک وبلاگ گروهی با نویسندگان متفاوت شده و تغییر اتی در سبک کیوون نیوز داده خواهد شد.در صورت در خواست برای نویسندگی از طریق نظرات به طور خصوصی آدرس ایمیل گذاشته شود.

راستي يك سايتي ما را به عنوان وبلاگ باحال معرفي كرده است!!!

+ نوشته شده در یکشنبه دوم تیر 1387ساعت 5:26 بعد از ظهر توسط م.خوش فکر! |

+ نوشته شده در یکشنبه دوم تیر 1387ساعت 5:18 بعد از ظهر توسط م.خوش فکر! |