تبليغاتX
كيوون كرمانشاهي نيوز!!!!!!!!!!!!!!!!!!

كاترین هشت ساله بود.شبی در اتاق آرام خوابیده بود که از صحبت های پدرو مادرش فهمید که برادر کوچکش سخت مریض است و پولی هم برای مداوای آن ندارند.
پدر به تازگی کارش را از دست داده بود و نمیتوانست هزینه جراحی پر خرج برادرش را بپردازد.
كاترین شنید که پدر آهسته و گریان به مادر گفت فقط معجزه می تواند پسرمان را نجات دهد؛
كاترین با ناراحتی بلند شد و از زیر تخت قلک کوچکش را درآورد.
قلک را شکست.
سکه ها را روی تخت ریخت و آنها رو شمرد .....

فقط پنج دلار.....

بعد آهسته از در عقبی خارج شد و چند کوچه بالاتر به داروخانه رفت. جلوی پیشخوان انتظار کشید تا داروساز به او توجه کند ولی داروساز سرش به مشتریان گرم بود .بالاخره كاترین حوصله اش سر رفت و سکه ها را محکم روی شیشه پیشخوان ریخت.

داروساز جا خورد و با تعجب گفت : چه میخواهی؟!!
دخترک با نگرانی جواب داد : برادرم خیلی مریضه می خوام براش معجزه بخرم قیمتش چقدره ؟؟؟؟
دارو ساز با تعجب پرسید: چی بخری عزیزم!!؟
دخترک توضیح داد: برادر کوچکم چیزی در سرش رفته و بابام میگه:

"فقط معجزه میتونه اون رو از مرگ نجات بده" من هم می خواهم معجزه بخرم...

قیمتش چقدره ؟
داروساز گفت:متاسفم دخترم ولی ما اینجا معجزه نمی فروشیم..!!!!
چشمان دخترک پر از اشک شد و گفت شما رو به خدا برادرم خیلی مریضه و بابام پول نداره
و همه پول من همینه.... من... از کـــــجــا می توانم معجزه بخرم؟؟؟؟
مردی که گوشه ایستاده بود و لباس تمیز و مرتبی داشت از دخترک پرسید:

دخترم چقدر پول داری؟

دخترک پولها را کف دستش ریخت و به مرد نشان داد.مرد لبخندی زد وگفت:

آه چه جالب!!!
فکر میکنم این پول برای خرید معجزه کافی باشه.بعد به آرامی دست او را گرفت و گفت : من میخوام برادر و پدر و مادرت را ببینم فکر میکنم معجزه برادرت پیش من باشه.  

آن مرد دکتر آرمسترانگ فوق تخصص مغز و اعصاب در شیکاگو بود .

فردای آن روز عمل جراحی روی مغز پسرک با موفقیت انجام شد و او از مرگ نجات یافت.
پس از جراحی پدر نزد دکتر رفت و گفت از شما متشکرم نجات پسرم یک معجزه واقعی بود،

می خواهم بدانم بابت هزینه عمل جراحی چقدر باید پرداخت کنم؟

دکتر لبخندی زد و گفت:..... فقط پنج دلار..... 

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم دی 1387ساعت 3:16 بعد از ظهر توسط دست نشان! |

 1 = 9
12 x 8 + 2 = 98
123 x 8 + 3 = 987
1234 x 8 + 4 = 9876
12345 x 8 + 5 = 98765
123456 x 8 + 6 = 987654
1234567 x 8 + 7 = 9876543
12345678 x 8 + 8 = 98765432
123456789 x 8 + 9 = 987654321

1x 9 + 2 = 11
12 x 9 + 3 = 111
123 x 9 + 4 = 1111
1234 x 9 + 5 = 11111
12345 x 9 + 6 = 111111
123456 x 9 + 7 = 1111111
1234567 x 9 + 8 = 11111111
12345678 x 9 + 9 = 111111111
123456789 x 9 +10= 1111111111

 9x 9 + 7 = 88
98 x 9 + 6 = 888
987 x 9 + 5 = 8888
9876 x 9 + 4 = 88888
98765 x 9 + 3 = 888888
987654 x 9 + 2 = 8888888
9876543 x 9 + 1 = 88888888
98765432 x 9 + 0 = 888888888

حالا تقارن را ببینید :

1x 1 = 1
11x 11 = 121

111 x 111 = 12321
1111 x 1111 = 1234321
11111 x 11111 = 123454321
111111 x 111111 = 12345654321
1111111 x 1111111 = 1234567654321
11111111 x 11111111 = 123456787654321
111111111 x 111111111= 12345678987654321

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1387ساعت 1:9 بعد از ظهر توسط دست نشان! |

حبیب خدا می فرماید:

وقتی حیا نداری

هر کاری می خواهی بکن!

به نقل از وبلاگ ده نمکی

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387ساعت 7:29 بعد از ظهر توسط دست نشان! |

مهدوی چشمه گچی رئیس حزب چند نفره توسعه کرمانشاه هفته گذشته از طریق مرز خسروی عازم کردستان عراق شد و گفته می شود در استان سلیمانیه با چند تن از روزنامه نگاران کرد دیدار داشته است .

جا دارد مسوولین امنیتی پیگیری نمایند که علت سفرهای متعدد وی به کردستان عراق چه می باشد ؟ و با چه کسانی ملاقات کرده است؟

به نقل از وبلاگ رسالت http://resalatkermanshah.blogfa.com/post-42.aspx

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم آبان 1387ساعت 12:20 بعد از ظهر توسط كيوون كرمانشاهي! |

صاحب سرزمين طوس ......
هربار که آمدم حرمت و به ستونهاي محکم عاشقانه ات تکيه زدم ، نگاه پرخواهشم را ملتمسانه و غمگنانه به شبکه هاي ضريح مهربانيت دوختم ، مرواريد اشک اشتياق را برگونه هاي بي تاب و بيقرارم جاري ساختم و کبوتر راه گم کرده دلم را بدنبال کبوتران ره يافته بارگاهت روانه کردم ...
خواستم سند دلم را بنامت بزنم اما .....فرصت نشد !!!


مولا امام مهربان ، یا ضامن آهو مدد
خواهم زدرگاهت امان، یاضامن آهو مدد

من لحظه ها را خسته ام، بر لطف تو دل بسته ام
هشتم ولی مومنان ، یا ضامن آهو مدد

سویت پناه آورده ام،عذر گناه آورده ام
ای ملجا درماندگان ، یا ضامن آهو مدد

مولای هر شاه و گدا،صحن و سرای مرقدت
باشد ملایک پاسبان، یاضامن آهو مدد

مشهد به یمن مرقدت، شد پایتخت قلبها
ای روح سبز و بیکران، یا ضامن آهو مدد

ای نور الله الصمد،وی پرتو ذات احد
مولای جمله عارفان، یا ضامن آهو مدد

بی لطف تو دل مرده ام،چونان گلی پژمرده ام
ای نور چشم شیعیان،یا ضامن آهو مدد

دست پناه آورده ام ، بردرگهت ای ذوالکرم
خواهم زدر گاهت امان، یا ضامن آهو مدد

شعر محمدرضا کوزه گر کالجی

+ نوشته شده در یکشنبه نوزدهم آبان 1387ساعت 4:51 بعد از ظهر توسط كيوون كرمانشاهي! |

سنگ ها را بسته اند و

سگ ها را رها کرده اند

....

خانه ام آتش گرفته است

هر کجا آتش را خاموش می کنم

از گوشه ای دیگر زبانه می کشد

و این همسایه های من

با آسودگی خاطر، از پنجره به تماشا نشسته اند .

...

سرما از تاب من بیش تر شده است
راستی آخرین خبر!
+ نوشته شده در سه شنبه چهاردهم آبان 1387ساعت 12:8 بعد از ظهر توسط كيوون كرمانشاهي! |

● به هر هدفی که می‌خواهید برسید، اول باید باور کنید که می‌رسید
شادمانی، پیدا کردنی نیست؛ بلکه احساسی است که می‌توان تجربه‌اش کرد. شادمانی، خارج از وجود شما نیست؛ بلکه یک احساس است. تلاش برای شادمان بودن را رها کنید و به‌سادگی شاد باشید. آیا شما از آن‌گونه افرادی هستید که حتی در بهترین شرایط، از چیزی نگرانید؟ یا از آن‌جمله افراد نادری هستید که حتی در شرایط سخت نیز، دلیلی برای شاد شدن می‌یابید؟ وقتی به پیک‌نیک یا مهمانی می‌روید، فکر نکنید که اگر فلان شخص حضور داشت، به شما خوش می‌گذشت؛ ولی اکنون که نیست، به شما بد می‌گذرد. شادی خود را محدود به حضور شخصی، وجود شرایطی یا بودن حالتی نکنید؛ در هر شرایطی شاد باشید. اگر تصور کنید شرایط خاصی باید پیش بیاید تا بتوانید احساس شادمانی کنید، آن شرایط، هرگز به‌وجود نخواهد آمد. شادمانی، اکنون در کنار شما است. برای احساس کردن آن، منتظر نباشید.
● از چیزهای ساده لذت ببرید
برای شاد بودن و ابراز شادمانی، لازم نیست تا همه‌چیز در حد کمال آن باشد؛ می‌توانید از چیزهای ساده هم لذت ببرید. اگر نمی‌توانید برای صرف نهار به یک رستوران عالی بروید؛ در منزل، ظرف‌های مخصوص مهمان‌ها را از کمد خارج کنید و داخل آن غذای خانگی خود را میل کیند. خواهید دید که مزهٔ غذا این‌بار، تغییر خواهد کرد و آن احساس تنوعی که دوست داشتید در رستوران به شما دست بدهد، در خانه ایجاد خواهد شد. از خریدن یک دسته گل، یک روسری کوچک، یک شیرینی خانگی و برگزاری یک مهمانی دوستانه لذت ببرید و برای شادی، منتظر معجزه نباشید؛ چراکه معجزه، همین شادی‌های کوچک اطراف شما است؛ اما نکته‌ای در این‌جا نیز وجود دارد: ”همین‌طور که سطح توقع‌های خود را پائین می‌آورید، به‌تدریج معجزه‌ها در زندگیتان رخ می‌دهند.“
● فراموش نکنید که تنها نیستید
ایمان به خدا، زیربنای یک زندگی شادمانه و همراه با احساس سعادت و خوشبختی است. اگر احساس کنید که در زندگی تنها نیستید؛ می‌توانید با قدرت تمام، در مقابل مشکل‌ها بایستید و احساس شکست و نگرانی نکنید. اگر ایمان به نیروئی عظیم، شگرف، خیرخواه و مهربان داشته باشید؛ ناراحتی‌ها را حکمت خدا می‌بینید و از بروز آنها شاد می‌شوید. شادی‌ها را رحمت خدا دیده و به‌خاطر آنها شکر می‌کنید. به‌طور خلاصه، زندگی تلخ و سخت دیگران به مذاق شما شیرین و راحت می‌شود. اگر تمام مردم جهان با شما دشمن شوند و تمام اتفاق‌های بد رخ دهند و شما ایمان داشته باشید، باز هم شاد هستید؛ چون می‌دانید خدای مهربان در هر حال، محافظ و پشتیبان شما است.
” خود را تنها نبینید؛ همواره دو چشم دانا و بینا مراقبت شما است.“
تجربه ثابت کرده کسانی که به خدا ایمان دارند و همواره به او توکل می‌کنند؛ شادترین و راضی‌ترین انسان‌ها هستند.
● مهم نیست که چه اتفاقی رخ می‌دهد، مهم این است که شما چگونه می‌بینید.
هیچ مصیبتی در زندگی، آن‌قدرها فاجعه‌آمیز نیست. مشکل‌ها فقط برای آن در زندگی شما آمده‌اند که عقیدهٔ شما را دربارهٔ خود تغییر دهند. تا زمانی‌که فقط بدبختی‌ها را می‌بینید، مصیبت‌های بیشتری به طرف خود جذب می‌کنید. فراموش نکنید که اتفاق‌ها بر اساس انتظارهای شما روی می‌دهند؛ به‌محض آن‌که باورهای خود را دربارهٔ مسئله‌ای تغییر دهید، اندیشه‌های تازهٔ شما، افراد و فرصت‌های تازه را به زندگیتان جذب می‌کنند.
● مانند کیمیاگران عمل کنید
در گذشته، کیمیاگران، فلزهای پَست را به طلا تبدیل می‌کردند. شما نیز در ورای اتفاق‌های بد و ناهنجار، فایدهٔ نهان آنها را یافته و به فرصتی تازه در زندگی خود تبدیل کنید. لذت بردن از زندگی به تمرین نیاز دارد. همهٔ ما در اطرافمان، افرادی را می‌شناسیم که از فرصت‌های خود استفاده نمی‌کنند و در شرایط مناسب، از زندگی گله دارند. چه‌قدر آرزو می‌کنیم جای آنان باشیم؟ چندبار در زندگی، به خود گفته‌اید که اگر من جای فلان شخص بودم، چه‌می‌کردم؟ به خودتان مراجعه کنید؛ ببینید با فرصت‌هایتان چه می‌کنید؟ آیا موردهای خوبی در زندگی شما وجود نداشته که به‌خاطر یک یا چند ایراد جزئی از آنها گذشته باشید؟ فراموش نکنید:

 ”خداوند، برای شما بهترین شرایط مورد نیازتان را فراهم کرده است. از آنها لذت ببرید.“

دکتر محمد سیدا، مرد حافظهٔ ایران

+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم آبان 1387ساعت 3:27 بعد از ظهر توسط كيوون كرمانشاهي! |

مرا غمز كردند كان پر سخن

به مهر نبي و ولي شد كهن

اگر مهرشان من حكايت كنم

چو محمود را صد ، حمايت كنم

پرستار زاده نيايد بكار

و گر چند باشد بدر شهريار

از اين در سخن چند رانم همي

چو دريا كرانه ندانم همي

به نيكي نبد شاه را دستگاه

و گرنه مرا بر نشاندي بگاه

چو اندر تبارش بزرگي نبود

ندانست نام بزرگان شنود

هجو معروف فردوسی برای سلطان محمود غزنوی!

+ نوشته شده در دوشنبه ششم آبان 1387ساعت 3:50 بعد از ظهر توسط كيوون كرمانشاهي! |

نام خلیج عرب در google هچنان باقی مانده. دیر حالی است که ایرانی ها اصلاٌ تمایلی به رای دادن ندارند.
گویا همه سرزمین مادری خود را فراموش کردند. طبق قوانین اگر تعداد رای ها به 1 میلیون رای برسد google باید اسم Persia را دوباره روی این خلیج بگذارد.
50000رای باقی مانده رای ها کامل شود.نگذاریم هویت ما را عوض کنند و ما هم کلمه ای به عنوان اعتراض حرف نزنیم.


http://www.petitiononline.com/sos02082/petition.html

از طرف کاربران

خواهشمند است تمامی دوستان یکبار این موضوع را درج فرمایند. 

+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم مهر 1387ساعت 5:20 بعد از ظهر توسط كيوون كرمانشاهي! |

 يك آگهي اينترنتي كه اعلام كرده بود براي هر ساعت كار 50/28 دلار مي‌پردازد، به موضوع روز بدل شد. در اين آگهي آمده بود در صورتي كه نيازمند كار هستيد روز شنبه در برابر بانك «آمريكن برنچ» بايستيد و منتظر كارفرمايتان باشيد.به گزارش آسوشيتدپرس، البته اين آگهي شرايط ويژه‌اي نيز داشت: كساني كه به اين كار احتياج داشتند، بايد با تي‌شرت آبي آستين بلند، جليقه زرد محافظ،در محل كار حضور مي‌يافتند. جماعتي كه با اين شمايل در برابر بانك در انتظار رسيدن كارفرما بودند، ناگهان با فوجي از اتومبيل‌هاي پليس روبه‌رو شدند كه مثل فيلم ها آژير كشان از راه رسيدند و بهت‌زده در برابر اين جماعت دست و پايشان را گم كردند.
در اين فاصله يك دزد باذوق بانك را زده بود و هنگامي كه پليس بر اثر كشيده شدن آژير خطر خودش را به آنجا رساند، در ميان جمعيتي كه از قبل ناخواسته مثل او لباس پوشيده بودند، گم شد. اين اتفاق كه در يكي از شهر‌هاي نزديك شهر بزرگ سياتل آمريكا رخ داده، به جوك روز برنامه‌هاي تلويزيوني بدل شده است. در اين آگهي قيد شده بود: لطفا تا رسيدن كارفرما منتظر بمانيد.
منبع: جام جم آنلاین

+ نوشته شده در یکشنبه چهاردهم مهر 1387ساعت 2:56 بعد از ظهر توسط كيوون كرمانشاهي! |

یک مطلب ساده پایگاه خبری تحلیلی بصیرت کرمانشاه با عنوان (عنصر انقلابی یا عامل وابسته) که انگار به مذاق کرمانشاه نیوزی ها و مسئولین آن خوش نیامده یک شبه بصیرت کرمانشاه را از وبلاگی وزین به وبلاگی هتاک و مسئولین آن را به موش در لانه خزیده تبدیل کرد. جالب اینجاست که بصیرت و مسئولین آن از جانب کسانی متهم به هتاکی شده اند که هر روز و بنابرمنافع شخصی خود به درج خبر می پردازند یک روز استانداری و استاندار خیر الموجودین می شود و به عنوان گزینه معتدل اصولگرایان شناخته می شود چرا؟ چون از نیروهای اصولگرا در استان استفاده نکرده و با امام جمعه سابق و اصلاح طلب استان در تعامل است و ماهانه دو صفحه آگهی به روزنامه مسئولین این وبلاگ داده است. روز دیگر استاندار به یک دیکتاتور و مهره ای افراطی تبدیل می شود چرا؟ چون برای مسئولین کرمانشاه نیوز خط و نشان می کشد و البته دو صفحه آگهی استانداری را هم قطع می کند. شهردار به دلایل بی ربط و بدون مبنا مورد انتقاد قرار می گیرد مثلا فلانی در شهرداری منطقه ... با شهردار آن منطقه درگیری لفظی پیدا کرد چرا ؟ چون صارمی شهردار است. شهرداری یک شبه فعال می شود و دیگر مورد نقد های آبکی کرمانشاه نیوز قرار نمی گیرد چرا؟ چون شهردار دوصفحه کامل آگهی به روزنامه غرب داده است. آقای کرمی راد در ابتدا از سوی مسئولین این وبلاگ سردار نظامی و مهره از قبل انتخاب شده لقب می گیرد اما با گذشت زمان و با نزدیک تر شدن به زمان انتخابات مجلس ناگهان دکتر کرمی را می شود و از سوی کرمانشاه نیوز مورد تمجید واقع می شود. ماجرا به اینجا ختم نمی شود دکتر کرمی راد دوباره همان سردار می شود و برای او شایعه درست کردن لیست سیاه داده می شود چرا؟ چون کرمی راد از کرمانشاه نیوزی ها و دولت محبوب آنها انتقاد کرده و گفته بالای چشمتان ابروست. فلان مدیر اداره ... مدیر نمونه و لایق استان شناخته می شود چرا؟ چون برکاتی به مسئولین کرمانشاه نیوز رسانده. اما فلان مدیر اداره ... نالایق و در آستانه جابجایی قرار دارد چرا؟ چون دم مسئولین کرمانشاه نیوز را خوب نیامده و جلوی زیادخواهی آنان ایستاده است. ووو از این قبیل مثال ها فراوان یافت می شود که ما به ذکر همین ها بسنده می کنیم. در پایان گفته شده که بصیرت برای دستگاه قضایی استان تعیین و تکلیف کرده که باید در جواب این مسئولین با اخلاق کرمانشاه نیوز گفت: برخورد قضایی با شما توسط دستگاه قضا امری است که به خود دادگستری استان برمی گردد اما همین قدر واضح و شفاف بگوییم که وجود شما با برچسب اصلاح طلبی در عرصه اطلاع رسانی در سطح استان نه تنها تهدیدی برای اصولگرایان نمی باشد بلکه غنیمتی فراوان است زیرا این تحلیل های آبکی _ خبرهای کذب _ شایعه پراکنی _ باج خواهی و هتاکی های شما همه به پای جریان اصلاحات گذاشته شده و برای این جریان گران تمام خواهد شد و ضربه ای را که شما از روی منافع شخصی خود به اصلاح طلبان کرمانشاه می زنید به جرات از عهده صدها اصولگرا در استان نیز برنمی آید

به نقل از وبلاگ بصیرت کرمانشاه

+ نوشته شده در سه شنبه نهم مهر 1387ساعت 12:14 بعد از ظهر توسط كيوون كرمانشاهي! |

متاسفانه در برخی سایت ها و وبلاگ ها اخباری منتشر می شود که نه تنها دروغ محض می باشد و صحت ندارد بلکه به مصداق آیه کریمه قرآن مجید بیان کننده آن اخبار که چهره دروغ پردازی هایش برای همگان روشن و مبرهن می باشد: یایهاالذین ءامنوا ان جاءکم فاسق بنبا فتبینوا ان تصیبوا قوما بجهاله فتصبحوا علی ما فعلتم ندمین. ای آنان که ایمان آورده اید؛ اگر فاسقی برایتان خبری آورد نیک بررسی کنید(راست است یا دروغ) که مبادا نادانسته به مردمی آسیب رسانید و آنگاه برآنچه کردید پشیمان گردید. اخباری تحت عنوان راه یافته به مجلس قصد دارد برخی از مدیران لایق را تعویض نماید بنابراین هجویاتی برای خودشان می بافند و هدفشان چیزی جز تفرقه افکنی و فرافکنی نیست این افراد شکست خورده سیاسی با این حرف ها برای مدتی اذهان برخی را به خود مشغول می کنند و شاید بعضی افراد ساده لوح نیز باورشان شود. قطعا در این دوره از مجلس هشتم و با عنایت به همدلی که از سوی مجمع نمایندگان محترم استان و با توجه به میثاقی که با هم خوانده ایم چنانچه ضرورتی برای جایگزینی برخی جابجایی ها باشد با تعامل و همدلی نسبت به معرفی یا مشائره در امر انتصاب فرد بازنشسته و یا ضعیف در مدیریت اقدام می نمائیم .قطعا افراد خدوم و زحمت کش و کاردانی مثل مهندس روئینتن و یا هر عزیز دیگری که تعهد و تخصص آنها برای مجمع محرز میباشد و بزودی بصورت دستجمعی از این افراد شکایت و با قاطعیت تمام برخورد قضائی و قانونی خواهند کرد . لذا خواهران و برادران عزیز و همشهریان گرامی با شناختی که از این افراد معلوم الحال دارند از انتشار اخبار کذبی که امثال کرمانشاه نیوز جعل می نمایند به مصداق آیه شریفه فوق اهمیتی به حرف های پوچ و بی اساس امثال ایشان نخواهند داد. مراتب جهت تنویر افکار عموم همشهریان عزیز و فهیم تقدیم حضور گردیده است

به نقل از وبلاگ اختصاصی دکتر کرمی راد

+ نوشته شده در دوشنبه هشتم مهر 1387ساعت 1:29 بعد از ظهر توسط كيوون كرمانشاهي! |

یکی از آلاینده های فضای رسانه ای استان که در کسوت یک وبلاگ به شایعه پراکنی و تفرقه افکنی مشغول بوده و هست اخیراً با موذیگری خاصی بر روی شخصیتهای محوری و اصولگرا تمرکز نموده و شروع به فضا سازی بر علیه این عزیزان نموده است. زرد نگاریهای فراموش ناشدنی و منفعت طلبانه این جریان ساز موج سوار گرچه برای اذهان بیدار و افکار هشیار کاملا مشخص است. اما بی نزاکتیها و پرده دریهای بی بنیان و اساس این مدعی اصلاح طلبی که حتی عملکرد مشکوک و شبهه برانگیز آن برای اصلاح طلبان نیز پذیرفته نیست، تنها جای این سوآل را باقی گذاشته است که چرا هیچیک از مسئولین مربوطه و بخصوص شخص مدعی العموم در مقام حفظ و صیانت از حیثیتهای هتک شده و آبروهای ریخته شده از سوی این یاغی کوچک و بی تقوا بر نمی آیند؟ در این میان تعجب برانگیز تر از همه سکوت نهادهای نظارتی است که با وجود اهرمهای قانونی در اختیار ، نهایت مدارا و تسامح را با این باج خواه بی نزاکت بکار می برند. رفتار این نهادها بیشتر ، مانند نوعی تجاهل و یا شاید تعامل و بده بستان است که بزبان ساده تر شاید این عنصر بظاهر یاغی و متمرد که دوست دارد نقش یک انقلابی اصلاح طلب و بی باک را بازی کند خود یک عامل و مهره در دستان کسانی باشد که کارگردان این خیمه شب بازی ! و گرداننده این عروسک میباشند. یافته هایی در دست است که یک بازیگردان خاکستری تهران نشین که دست بر قضا به مهره چینی در استان ما نیز علاقه وافری دارد و همچنین یک مجلس نشین که به فعالیتهای همکار اصولگرای خود بشدت حسادت می ورزد تماسهای کم و بیش پنهانی را با این دکه دار عرصه سیاست داشته و دارند-به نقل از وبلاگ بصیرت کرمانشاه

+ نوشته شده در دوشنبه هشتم مهر 1387ساعت 1:24 بعد از ظهر توسط كيوون كرمانشاهي! |

همه دنیا بخواد و تو بگی نه

نخواد و تو بگی آره… تمومه

همین که اول و آخر تو هستی

به محتاج تو محتاجی حرومه

تو همیشه هستی اما این منم که از تو دورم

من که بی خورشید چشمات مثل ماهِ سوت و کورم

نمیخوام وقتی تو هستی آدمه آدمکا شم

چرا عادتم تو باشی؟ میخوام عاشق ِ تو باشم

تازه فهمیدم به جز تو حرفِ هیشکی خوندنی نیست

آدما میان و میرن هیشکی جز تو موندنی نیست

منو از خودم رها کن تا دوباره جون بگیرم

خستم از این عقل خسته

من میخوام جنون بگیرم

همه دنیا بخواد و تو بگی نه

نخواد و تو بگی آره… تمومه

همین که اول و آخر تو هستی

به محتاج تو محتاجی حرومه

تیتراژ پایانی سریال مثل هیچکس با صدای احسان خواجه نوری، شعری از افشین یداللهی

+ نوشته شده در جمعه بیست و نهم شهریور 1387ساعت 0:14 قبل از ظهر توسط كيوون كرمانشاهي! |

انسان دو حیات دارد، حیات جسمی و حیات معنوی. حیات جسمی، با گردش خون در بدن معنی می یابد و اگر بر اثر بیماری یا ضربه یا هجوم میکروب ها، خون از بدن ریخته شود یا از جریان بازایستد، حیات از آن فارغ، و جسم زیبا و شاداب و با طراوت، به زودی به مرداری غیر مفید تبدیل می گردد. گاهی که بر اثر خطا یا عمد، خون انسان به دست فردی کم خرد و بی ملاحظه یا فاسد و تبهکار، بر زمین ریزد، جامعه ما عزادار می گردد و در عرف اجتماعی، قاتل به شدت مورد تنفر همگان واقع خواهد شد و قانون، مجازات شدیدی برایش آماده دارد و قرآن حق حیات را از جانی متعمد، سلب نموده است و آثار جنایتش را مساوی با نابودی تمام انسان ها می داند. (فکانما قتل الناس جمیعا) اما حیات بزرگتر انسان، حیات معنوی اوست، اهمیت این حیات در دیدگاه ادیان الهی و از منظر کتاب های آسمانی، بالاتر از حیات جسمی تلقی شده است و برای آن حرمت والایی قرار داده اند. از موجد حیات معنوی و اجتماعی و حیثیت و اعتبار انسان، با عنوان آبرو یاد می شود. آبرو همچون گردش خون در جسم، موجب حیات معنوی انسان است. هنگامی که خون انسانی به ناحق یا بر اثر سهل انگاری فردی ستمگر یا نادان، بر زمین ریخته شود و جانش نابود گردد، مسبب این فاجعه را جانی و تبهکار لقب می دهند، حال اگر بر اثر ظلم و ستمی یا اشتباه و خطا، آبروی مؤمنی ریخته شود و حیثیت اجتماعیش نابود گردد، مسبب آن را چه بنامیم؟! 
شگفت انگیز است اگر در جامعه اسلامی ما که برای خون انسان آنقدر اهمیت قائلیم، برای آبرو و شخصیت معنوی مؤمن، اعتباری منظور نکنیم !! آیا این سخن از پیامبر ما(ص) نیست: (عرض المؤمن کد مه = آبروی مؤمن، همچون خون اوست)
ریختن آبروی یک مسلمان و حتی بدگویی از او هموزن کشتن اوست. چرا به سخن خدای سبحان، بی توجهیم (... ولا تجسسوا ولا یغتب بعضکم بعضا ایحب احدکم ان یاکل لحم اخیه میتا = از آثار پنهان یکدیگر جستجو نکنید، غیبت همدیگر را روا مدارید، آیا دوست دارید گوشت برادر مرده ی خود را بخورید؟ ...)(سوره حجرات- آیه12)
تمام مفسران معتقدند، غیبت کردن از مؤمن و ریختن آبروی او، همانند کشتن و تبدیل وجود ارزشمندش به مردار متعفن و غیر قابل استفاده است و رواج و فساد آن در جامعه، از رواج و فساد زنای به عنف شدیدتر است.(الغیبه اشد من الزنا)
کسانی که با خلق داستان های خودساخته، ناجوانمردانه، تیغ اتهام به روی افراد با فضیلت میکشند تا آنها را ترور شخصیت نمایند، چه فرقی با تشکیلات مفسد مافیا دارند که خائنانه به نابودی وجود بزرگان اقوام و جوامع همت کرده وآنها را ترور می کنند. در قرآن مجید، از اتهام زنندگان به اشخاص، با قصد هتک آبروی آنان به بدترین نحو یاد شده است.(ان الذین جاؤا بالافک عصبه منکم...له عذاب الیم = گروه متشکلی از درون جامعه شما، که با داستان سرایی تهمت زدند...برایشان عذاب عظیمی تدارک دیده شده است)(سوره نور-آیه11)
امام صادق(ع) از قول جد خود، رسول الله (ص) می فرماید:(قال الله تبارک و تعالی، من اهان لی ولیا، فقد ارصد لمحاربتی = هرکس آبروی دوستان مرا بریزد، در کمین جنگ با من است) و می فرماید: (من روی علی مؤمن روایه یرید بها شینه و هدم مروته لیسقط من اعین الناس اخرجه الله من ولایته الی ولایه الشیطان ولا یقبله الشیطان = کسیکه خبری در مورد مؤمنی منتشر کند که بوسیله آن، آبرویش را بریزد تا در بین مردم بی اعتبار شود، خداوند او را از ولایت خود به ولایت شیطان می اندازد، ولی شیطان هم او را نمی پذیرد)
شگفتا، با این همه تأکید و سفارش در دین ما، چه کسی اجازه داده است حرمت آبروی مؤمن، که از حرمت خانه کعبه بالاتر است اینگونه لجن مال شود. آیا نظاره بر ریختن ناحق خون مؤمن یا پاشیدن لجن و کثافت به خانه کعبه برای مسلمان قابل تحمل است؟!
چرا امروزه در جامعه ما، با مقدس تر از خون مؤمن و خانه کعبه، چنین می شود، چرا بی محابا و بی واهمه، آبروی مؤمنین، که از خون آنان عزیزتر است را می ریزند و دلسوزان جامعه، بی تفاوت نظاره گرند.
راستی جامعه ما به کجا می رود? (فاین تذهبون)
سید علی میرباقری -روزنامه صدای عدالت
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1387ساعت 3:0 بعد از ظهر توسط كيوون كرمانشاهي! |